مردم شیلدا

اریس کستنر طنزپرداز، شاعر و قصه نویس که در آلمان شهرت بسیاری دارد.
وی می خواست معلم شود ولی بعدها به روزنامهنگاری پرداخت و بالاخره به نویسندگی روی آورد.
کستنر در قالب شوخی و طنز انحرافات جامعه را مورد انتقاد قرار می داد. و در سال های ۱۹۳۳ – ۱۹۴۵ انتشار آثارش از سوی نازیها ممنوع اعلام گردید ولی کستنر نوشته هایش را در سوئیس به چاپ می رساند.
و اما کتاب مردم شیلدا، ((شیلدا)) شکل فرانسوی نام شهرکی است در آلمان که به آلمانی ((شیلد)) می گویند.
و اما از مردم شیلدا و کارهایشان در شهر شیلدا.
….. آنوقت مردم رفتند دنبال طناب. طناب را که آوردند یک سرش را به گردن گاو و سر دیگرش را بر بالای دیوار انداختند و از طرف دیگر دیوار شروع کردند به کشیدن. حالا بکش و کی نکش.
گویی خود را به طناب ناقوس کلیسا می آویزند. آنقدر طناب را کشیدند که زبان حیوان کاملا از دهانش بیرون آمده بود.
خیاط گفت: می بینید؟ به اشتها آمده است.
و دیگران فریاد زدند: یالا، یالا بکشید. ………
این کتاب داستان مصور در ۹۵ صفحه توسط تیم txt.ir به صورت اسکن شده تقدیم می گردد.

کافه رنسانس

ساسان قهرمان، نویسنده ایرانى ساکن تورنتو، از سال ١٩٨۴ ساکن کاناداست.

تا کنون سه رمان ( گسل، کافه رنسانس، و به بچه ها نگفتیم)، دو مجموعه شعر ( سبز و رنگ) و مجموعه مقالات ( نیم نگاه- سى مقاله در نگاه به فرهنگ و جامعه) به قلم او منتشر شده است.

نوشتن نامه عاشقانه

چه چیزی می تواند رمانتیک تر از دریافت نامه عاشقانه دست نویس باشد؟

این نوع نامه ها هنوز هم به عنوان بهترین هدیه ها به شمار میروند و میتوانند به مناسبت های مختلف مثل تولد، روز ولنتاین…. نوشته شوند.

کمک به فرزندان برای مقابله در برابر ضربه های روحی

داشتن آگاهی و تجربه برای مقابله با هرگونه سانحه برای همه افراد بسیار مفید است.

توجه به این موضوع که در بروز هر سانحه و اتفاق در درجه اول فرد باید خونسردی خود را حفظ نماید بسیار مهم است.

مهم ترین و حساس ترین افراد که در معرض ریسک بسیار در اینگونه سوانح قرار دارند عبارتند از: کودکان، سالمندان، و معلولان.

اولین ها در ایران

اولین داستان کوتاه در ایران توسط محمدعلی جمالزاده نوشته شد، اولین مجموعه داستان های جمالزاده یکی بود، یکی نبود نام دارد.

اولین رمان اجتماعی توسط مشفق کاظمی نوشته شده.

در سال ۱۳۰۹ اولین فیلم صامت ایرانی در تهران به نمایش در آمد.

سیاه خانه سفید ندارد

داستان سیاه خانه سفید ندارد یکی دیگر از داستان های زیبا و خواندنی برای کودکان و نوجوانان است که داستان در مورد پسرک سیاه پوستی به نام “ویلی” است.
ویلی و عمو مورفی سوار بر کامیون قراضه عمو مورفی به مزرعه ارباب هاریسن میروند و ویلی در تمام مسیر ازخدا میخواهد تا عمه جین را ببیند و او دور از چشم ارباب پیر و غرغرویش برای ویلی شیرینی خانگی بیاورد.
ویلی دوست داره وقتی بزرگ شد مثل عمو مورفی یه راننده بشه.
نمیدونید که رانندگی با کامیون قراضه عمو مورفی چه لذتی داره، مثلا میتونی دستتو روی بوق بزاری و هر چقدر دوست داری بوق بزنی.
سفید پوستی از عرض جاده میگذره و صدای بوق به شدت اونو می ترسونه و میدود.
عمو مورفی دست ویلی رو پس می زنه و میگه: هی ویلی چی کار میکنی؟ با سفید پوست ها نمیشه شوخی کرد.
عمو مورفی خیلی از سفیدپوست ها میترسه اما ویلی نمیدونه به چه دلیل!!
این داستان واقعا خواندنی حتی برای بزرگسال ها هم میتونه جالب باشه.
و البته نکته دیگه اینکه حتی کتاب هم مثل اسمش سیاه و سفیده.
جاهایی که تبعیض نژادی، و رنگ پوست بیان میشود. فکر کنم اگه داستان رو خودتون دنبال کنید بهتره.
این کتاب در ۲۲ صفحه توسط تیم txt.ir بصورت اسکن شده در اختیارتون قرار گرفته.

داستان کودک-ستاره بالدار

یکی بود، یکی نبود. در روزگارای قدیم ستاره بالدار کوچولوی قشنگی با چشمان درشت آبی و بالهای رنگارنگ و زیبا در آسمان آبی زندگی میکرد.…

خسرو و شیرین

خسرو و شیرین دومین منظومه‌ از نظامی گنجوی است که نظامی پس از مخزن الاسرار به سرودن آن پرداخت. این منظومه شش هزار و چند…