داستان – بیگانه ای بر لب رودخانه

رودخانه همیشه آنجا بود، فصل‌های بیشماری از پیرامون زمان سر برآورند و ره بدر بردند اما رودخانه همیشه آنجا بود، در سکوت به نرمی به پیش، به سوی دریا جاری، از هیمالیای کبیر می‌آید. آنجا که خاکش از گرد راه رهروان پیشین است.

داستان حضرت نوح

حضرت نوح علیه السلام شیخ الانبیا، اولین پیامبران اولوالعزم است که کتاب آسمانی آورد. تمام پیامبران، به غیر از حضرت آدم علیه السلام و حضرت ادریس علیه السلام، نسبشان به حضرت نوح میرسد. نام اصلی او در روایات، عبدالغفار، عبدالملک و عبدالاعلی آمده و علت این نام نوح، به دلیل کثرت گریه و نوحه زیاد او بوده است.
در قرآن کریم ۴۳ مرتبه نام او ذکر شده است.
داستان او با قومش در سوره های اعراف، مومنون، شعرا، قمر، نوح و تفصیل بیشتر در سوره هود میباشد.

رمان پندار

ریچارد باخ خلبان و نویسندهٔ آمریکایی است.
باخ در سال ۱۹۳۶ در اوک پارک ایلینوی به دنیا آمد. او فرزند رولند روبرت و روت هلن شاو باخ و همچنین از نوادگان یوهان سباستین باخ، آهنگساز بزرگ و مشهور آلمانی است.

ماهی سیاه کوچولو

شب چله بود. ته دریا ماهی پیر دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هایش را دور خودش جمع کرده بود و برای آنها قصه می گفت:
«یکی بود یکی نبود. یک ماهی سیاه کوچولو بود که با مادرش در جویباری زندگی می کرد. این جویبار از دیواره های سنگی کوه بیرون می زد و در ته دره روان می شد. خانه ی ماهی کوچولو و مادرش پشت سنگ سیاهی بود؛ زیر سقفی از خزه. شب ها، دوتایی زیر خزه ها می خوابیدند.