داستان کودک و نوجوان – زبان خروس

داستان کودک، زبان خروس اینگونه آغاز میشود.
در روزگاران قدیم مردی بود که هرگز دروغ نمی گفت و ندیم حضرت سلیمان بود و یک عمر به راستی و درستی در دستگاه حضرت سلیمان کار کرده بود و پیر شده بود و خاطرش خیلی عزیز بود.
یک روز حضرت سلیمان به او گفت:«برای قدرشناسی از خوبیهای تو می خواهم یک خوبی در حق تو بکنم ولی باید چیزی از من بخواهی. تا فردا فکر کن و یک خواهش از من بکن تا تو را به یکی از آرزوهایت برسانم؟»
پیرمرد پرسید: چگونه خواهشی باشد؟

داستان های قرآن کریم

کتاب داستان های قرآن کریم، مجموعه ای از ۱۳ داستان قرآن کریم است که به زبان فارسی و رایگان در اختیار دوستان عزیز قرار گرفته است. داستای کتاب: ۱٫ داستان یوسف و برادرانش ۲٫ داستان موسی و بنی اسرائیل ۳٫ داستان موسی و بنده صالح ۴٫ داستان یحیی و مریم و عیسی ۵٫ داستان ذوالقرنین […]