داستان کودک و نوجوان – زبان خروس

داستان کودک، زبان خروس اینگونه آغاز میشود.
در روزگاران قدیم مردی بود که هرگز دروغ نمی گفت و ندیم حضرت سلیمان بود و یک عمر به راستی و درستی در دستگاه حضرت سلیمان کار کرده بود و پیر شده بود و خاطرش خیلی عزیز بود.
یک روز حضرت سلیمان به او گفت:«برای قدرشناسی از خوبیهای تو می خواهم یک خوبی در حق تو بکنم ولی باید چیزی از من بخواهی. تا فردا فکر کن و یک خواهش از من بکن تا تو را به یکی از آرزوهایت برسانم؟»
پیرمرد پرسید: چگونه خواهشی باشد؟

سیاه خانه سفید ندارد

داستان سیاه خانه سفید ندارد یکی دیگر از داستان های زیبا و خواندنی برای کودکان و نوجوانان است که داستان در مورد پسرک سیاه پوستی به نام “ویلی” است.
ویلی و عمو مورفی سوار بر کامیون قراضه عمو مورفی به مزرعه ارباب هاریسن میروند و ویلی در تمام مسیر ازخدا میخواهد تا عمه جین را ببیند و او دور از چشم ارباب پیر و غرغرویش برای ویلی شیرینی خانگی بیاورد.
ویلی دوست داره وقتی بزرگ شد مثل عمو مورفی یه راننده بشه.
نمیدونید که رانندگی با کامیون قراضه عمو مورفی چه لذتی داره، مثلا میتونی دستتو روی بوق بزاری و هر چقدر دوست داری بوق بزنی.
سفید پوستی از عرض جاده میگذره و صدای بوق به شدت اونو می ترسونه و میدود.
عمو مورفی دست ویلی رو پس می زنه و میگه: هی ویلی چی کار میکنی؟ با سفید پوست ها نمیشه شوخی کرد.
عمو مورفی خیلی از سفیدپوست ها میترسه اما ویلی نمیدونه به چه دلیل!!
این داستان واقعا خواندنی حتی برای بزرگسال ها هم میتونه جالب باشه.
و البته نکته دیگه اینکه حتی کتاب هم مثل اسمش سیاه و سفیده.
جاهایی که تبعیض نژادی، و رنگ پوست بیان میشود. فکر کنم اگه داستان رو خودتون دنبال کنید بهتره.
این کتاب در ۲۲ صفحه توسط تیم txt.ir بصورت اسکن شده در اختیارتون قرار گرفته.