داستان کودک و نوجوان – زبان خروس

داستان کودک، زبان خروس اینگونه آغاز میشود.
در روزگاران قدیم مردی بود که هرگز دروغ نمی گفت و ندیم حضرت سلیمان بود و یک عمر به راستی و درستی در دستگاه حضرت سلیمان کار کرده بود و پیر شده بود و خاطرش خیلی عزیز بود.
یک روز حضرت سلیمان به او گفت:«برای قدرشناسی از خوبیهای تو می خواهم یک خوبی در حق تو بکنم ولی باید چیزی از من بخواهی. تا فردا فکر کن و یک خواهش از من بکن تا تو را به یکی از آرزوهایت برسانم؟»
پیرمرد پرسید: چگونه خواهشی باشد؟
سلیمان گفت: برای کسی دیگر ضرری نداشته باشد هرچه می خواهد باشد.
این پیرمرد از مال دنیا بی نیاز بود و همه چیز داشت. زندگی راحت و خانه و خانواده و باغ و مزرعه. در مزرعه اش حیوانات بسیاری جمع کرده بود از گاو و گوسفند و پرندگان و خودش هم پرورش حیوانات و کارهای زراعی را دوست می داشت. هر وقت بیکار بود به مزرعه می رفت و به کار دهقانی می پرداخت و از تماشای حیوانات و صداهای عجیب و غریب آنها خوشش می آمد. یک روز هم پیش خود فکر کرده بود که ای کاش زبان اینها را می فهمیدم و می دانستم که وقتی صدا می کنند چه می گویند و از زندگی چه می فهمند و درباره دیگران چه فکر میکنند.
……. و حالا ادامه داستان را خودتان بخوانید.

داستان زبان خروس
داستان زبان خروس

* توضیحات و دانلود در ادامه ی مطلب

دانلود کتاب الکترونیک داستان زبان خروس

نام کتاب : داستان زبان خروس

نویسنده :

ناشر :

تعداد صفحات : ۸

فرمت کتاب الکترونیک : pdf

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

دانلود دانلود کتاب الکترونیک زبان خروس- نسخه پی دی اف – ۸۶٫۱ کیلوبایت

مطالعه آنلاین کتابمطالعه آنلاین کتاب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *